أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
115
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
قامت استعداد ايشان را بىكم و كاست به خلعتهاى فاخر بياراست . و باز كوتوالى قلعه را به ايشان تفويض نموده رخصت مراجعت ارزانى فرمود ، قال اللّه تعالى : « وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ » « 1 » . مثنوى همين است آيين خلق و كرم * چنين است ايثار بذل و درم كه جمعى ز عصيان به آهنگ كين * ببندند حصنى بدانسان حصين ز اوّل بدانسان جسارت كنند * بسى را از اين خيل غارت كنند چو زيشان شود پادشه كينهجوى * درآيند فى الحال در گفتوگوى كنون چون درآيند يكسر به دست * نخواهد بر آن فرقه اصلا شكست كند در دم آن قوم را سربهسر * سر و تن مرصّع به تاج و كمر به آيين الطاف و حسن خصال * كند باز بر قلعه شان كوتوال و چون اين فتح و اكرام مقارن يكديگر دست داد و اين فتوحات ابواب مرادات [ 144 ] بر روى دشمن و دوست گشاد . شاه دين [ پناه ] در ظل حمايت إله عازم شيروان گشت و صداى گور كه از سپهر و آوازهء سنج از ماه و مهر بگذشت صفير نفير بر فلك اثير افراخت و سروش سرنا نداى « إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً » « 2 » در گوش مهر منير انداخت به همراهى بخت ستوده از آن منزل كوچ فرموده فرّاشان شاه دين و داد سرادقات غزو و جهاد را در موضع احسنآباد گستردند و قبّهء بارگاه كيواناشتباه را بر فلك لاجورد جلوهگر كردند . منتش [ كه ] از قلعهء شوره گل گريخته بود و به دست عجز در دامن هزيمت آويخته ، از بيم لشكر فيروزىانتماء در آن موضع در حجاب پردهدارى و در نقاب خفا متوارى بود ، چون كيفيّت قلعه و فتح آن و الطاف بيكران شاه كامران از راه سمع بر حريم خاطرش جلوه نمود ، او نيز چون اصحاب اطاعت به قدوم فرمانبردارى و طاعت پيش آمده با انواع هدايا و تحف روى عزّت به سوى بيت الشرف نهاد . و چون به آستانهء سدره
--> ( 1 ) . فتح ( 48 ) 1 . « آن كسانى كه خشم خويش فرو مىخورند و از خطاى مردم درمىگذرند . خدا نيكوكاران را دوست دارد » . ( 2 ) . فتح ( 48 ) آيهء 1 . « ما براى تو پيروزى نمايانى را مقدّر كردهايم » .